تبليغاتX

اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً

خدمات وبلاگ نویسان جوان

دست نوشته هاي من
 

 

 

 

 

 

باور سبز

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده توسط خاتون عشق در چهارشنبه سی و یکم تیر 1388 و ساعت 23:51 |
عاشقان عیدتان مبارک باد
+ نوشته شده توسط خاتون عشق در جمعه دوم فروردین 1387 و ساعت 0:48 |

۳۱ شهریور ماه یاد اور روزهای خوب شهیدان ، جانبازان و رزمندگان، یاد روزهایی که مارش پیروزی لبخند را بر لب امام و امت می نشاند. یاد روزهایی که در بیمارستان بودم و در کنار رزمنده ها خدمت میکردم. یاد روزهایی که وقتی میخواستم زخم رزمنده ای را تعویض کنم از اینکه دست نامحرمی به بدنش می خورد بر خود می لرزید . یاد روزهای خوب بیمارستان و امدادگری بخیر. یادم نمی رود روزی که میخواستم فشار خون رزمنده ای بگیرم . دستش پر از بخیه بود. فشار خون را که میخواستم بر بازویش ببندم نگران درد کشیدن او بودم. نگاهی به من کرد و گفت:" خواهرم کارت را انجام بده این زخمها در مقابل زخمی که منافقین بر ما وارد میکنند هیچ است." شرمنده شدم . معنویتی که در بخش زخمیهای جنگ میدیدم را هرگز از یاد نمی برم و امروز سالها از ان زمانها می گذرد و مقدسانی رفتند و مقدسانی ماندند. خیلی ها هم فراموش کردند در کجا خدمت کردند و پست و مقام و پول و ثروت و ماکسیما و زانتیا و ویلای شمال و ... انان را فریفت و خاطرات خوب با همتها  و روزی طلبها و چمرانها و صیاد شیرازی ها را فراموش کردند. یادشان رفت در پشت خاکریزها و توی سنگرها از چه حرف میزدند و برای چه می جنگیدند. نمی دانم چرا اما شیطان وعده داده که ضعیف النفسها را راحت فریب می دهد و هر چه در تمام عمرشان خدمت کنند به لحظه ای از آنان می گیرد. الحق که ما چقدر ضعیفیم که در مقابل این متاهای بی ارزش دنیایی خشنودی خدا را می فروشیم. دوباره ۳۱ شهریور امد و ۳۱ شهریورها خواهد امد. میدانم خیلی از عزیزانی که در ان زمان در جبهه ها بودند حال یادگار دوران جنگ هستند به یاد ان روزهای پر معنویت زانوی غم بغل گرفته اند و اشک می ریزند. به یاد همسنگرانی که شهید شدند. به یاد دست و پاها یی که در راه خدا قربانی کردند. غمی وافر در سینه دارند که اینک همه چیز عوض شده حتی مدعی این عزیزان شده اند و هر جا می روند جز بی احترامی چیزی نصیبشان نمی شود. خدایا ایام ماه مبارک رمضان هم نزدیک است ترا به این ماه عزیز مگذار خون شهیدان و حق جانبازان و عزیزانی که صادقانه در جبهه ها خدمت کردند پایمال شود.

+ نوشته شده توسط خاتون عشق در شنبه یکم مهر 1385 و ساعت 1:51 |

www.weblog.hajhamid.com

 

سوره التوبة آيه 88

لَـكِنِ الرَّسُولُ وَالَّذِينَ آمَنُواْ مَعَهُ جَاهَدُواْ بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنفُسِهِمْ وَأُوْلَـئِكَ لَهُمُ الْخَيْرَاتُ وَأُوْلَـئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ

ولى پيامبر و كسانى كه با او ايمان آوردند، با اموال و جانهايشان جهاد كردند؛ و همه نيكيها براى آنهاست‏؛ و آنها همان رستگارانند!

 

 سوم خرداد سالروز آزادی خرمشهر گرامی باد

 

امشب دگر شبی است، شب خواستنها و پیوستنها ، شب به دیار دوست رسیدن، لبیک گفتن، از خود گذشتن تا به یار رسیدن، امشب دگر شبی است ، عشق را از امشب باید آموخت . ایثار را در پس این شب باید دید. امشب از جانها ، مالها ، خانواده ها گذشتند تا به همه چیز دریای بی کران سعادت رسیدند. از خود گذشتن و به خدا پیوستن را باید در راز امشب و شبهای دگری چون امشب جست. مردان راه رفتند از راههای پرنشیب و فراز عشق رفتند. مردانی امشب قد علم کردند که روزگاری کودکی بودند و شاید هرگز نمی پنداشتند روزی و شبی سهامگذار رزمگاه عشق و جهاد باشند. دستهای ابوالفضل گونه ای که بر زمین افتاده شد و سرهای از تن جدا شده ای که اقتدا کردند به مولایشان حسین اما خم به ابرو نیاوردند. مردانی در خون خود غلطیدند ورقیه ها و زينب ها و رباب ها را بر جا نهادند و مردانه در ره عشق مبارزه کردند. امشب شب اسطوره هاست ، بوی گرد و خاک کربلای ایران هنوز به مشام می رسد و تا صبح قیامت شامه نواز همه عاشقان است. یادم افتاد به تابلویی که در ورودی خرمشهر زده شده بود." جای جای خرمشهر با خون شهدا مطهر شده است با وضو وارد شوید"  از خود گذشتگانی که به خدا پیوستند و جاده پر نور عشق را در نوردیدند تا راه را هموار کنند . اینک مهربانان حریم عشق قدم بر قله های مردانگی نهادند تا پلی شوند برای عبور رهروان کوی عشق به سوی حرم عشق. هرگز از یادها نخواهد رفت بیت المقدس نام زیبایی که بر عملیات بزرگی نهاده شد تا بابی باشد برای فتح قدس. از خاطر نمی رود چهره منور سید محمدعلی جهان ارا که در شب سوم خرداد وقتی خبرنگار با او مصاحبه کرد فرمود "میدانم فردا من در میان شما نیستم اما از همینجا آزادی خونین شهر را به امام عزیزمان و ملت بزرگوار ایران تبریک میگویم ." مردان مرد میدانستند که در این راه نیاز به جانبازی دارد. میدانستند وقتی امام فرمودند خرمشهر باید آزاد گردد نیاز به حسین دارد نیاز به عباس و اکبر دارد. چهره هایی منوری که با لبهای که چون غنچه ها خندان به روی امت می خندیدند و وداع آخر را عاشفانه می گفتند بر بال فرشتگان قرار گرفتند تا به سوی معبود بشتابند. به کجا چنین شتابان؟ آری متوسلیان و جهان ارا و باقری و صیاد شیرازی وکاظمی و صدها غیور مرد این خطه که در راه یافتن معبود و پس گرفتن خاک وطن از جان گذشتند تا بار دیگر حماسه افرینی کنند. مردم هرگز حماسه 24 روز مقاومت در خرمشهر (۴/۸/۱۳۵۹) با 40 نفر آزاد مرد را فراموش نخواهند کرد و حماسه دیگری که در 48 ساعت (۳/۳/۱۳۶۱)آفریدند حقیقتا امداد خداوند در خرمشهر را به نمایش گذاشت. یاد و خاطره شهیدان و اسطوره های 8 سال دفاع مقدس بخصوص آزادی خرمشهر گرامی باد.

 

+ نوشته شده توسط خاتون عشق در سه شنبه دوم خرداد 1385 و ساعت 10:44 |

بار ديگر سال تمام شد مثل تمام سالهای گذشته ای که رفت و سال اينده هم می ايد

و می رود اما ميماند انچه که ما کرده ايم در يک سال می ماند توانسته ها و ناتوانی های ما ،يقينا خانواده هايی هستند که با چشمانی اشکبار به استقبال سال جديد می روند بخصوص خانواده های عزيزی که در حادثه تروريستی نامردان روزگار در جاده زابل - زاهدان ناجوانمردانه به شهادت رسيدند انان هم داشتند برای سالی جديد خود را اماده می کردند اما هميشه نامردانی يافت می شوند که در هر کجای دنيا بخصوص ايران اسلامی که دشمنانی که از ديرباز کينه اسلام و مسلمين را در دل ذخيره کرده اند خانواده های زيادی را داغدار کردند. کودکانی که بايد پای سفره هفت سين در کنار پدر خانواده می نشستند اينک يتيم شده اند و با چشمانی اشکبار و دلی خونين در اربعين سالار شهيدان به سوگ پدرشان می نشينند. سال جديد با اربعين حسينی شروع ميشود. اميد است در سال جديد حرمت دهه اخر صفر از طرف همه ما مسلمانان حفظ گردد و هنگام دعای سال تحويل برای ظهور مولايمان اقا امام زمان که با شروع سال جديد ۱۱۷۲ سال ولادت ان والا مقام می گذرد دعا کنيم . دعا کنيم خداوند ريشه ظلم و ستم را در دنيا بخصوص ايران عزيز بخشکاند و هر کسی ميخواد به اين کشور و انقلابی که با خون هزاران هزاران شهيد ابياری شده زيانی برساند نابود کند. اميدوارم که درسال جديد خانواده های نيازمند و چشم به راه کمکهای نيکوکارانه را فراموش نکنيم و آنها را جزئی از خانواده خود بدانيم . اميدوارم با بهار طبيعت دلهای ما هم بهاری شود و با خود عهد ببنديم که با نو شدن روزهايمان دلمان نيز نو شود و غبار کينه ها و اندوه ها را بزدائيم ايمانمان را پاک گردانيم و عشق را جايگزين تنفرها و بديها نمائيم. بيائيم دست به دست هم دهيم و ايرانی آباد و ازاد بسازيم . و اينک با شروع بهار برای من سالی نو در زندگيم  آغاز ميشود و يک سال ديگر به سن شناسنامه ام افزوده ميگردد نمی دانم آيا به سن عقلم ،شعورم و کارنامه ای که بايد در آخرت پيش روی مولايم امام زمان و بانويم فاطمه زهرا گشوده شود چيزی افزوده ام يا نه؟ برايم دعا کنيد که سخت محتاج دعای شما خوبان هستم. پيشاپيش سال نو را به همه دوستان ،عزيزان بزرگوارنی که در طول سال با وبلاگ رمان فارسی همراه بودند تبريک می گويم و برای همه آرزوی سالی پربار ،بابرکت و شاد را دارم. انشا الله سال جديد با ادامه رمان قبلی در خدمتتان خواهم بود و منتظر نظرها و پيشنهاد سوژه های شما برای داستانهای جديد هستم. به اميد ديدار در سال ۱۳۸۵.

+ نوشته شده توسط خاتون عشق در شنبه پنجم فروردین 1385 و ساعت 2:59 |

امروز پرستوها پريدند - برای هميشه رفتند تا کسی صدای مظلوميتشان را نشود. امروز برای هميشه بر روی دستان داغداری رفتند که به انها نياز داشتند. دستانی که امروز سراسر وجودشان گريه ميکند. امروز يکصد و شش پرستوی عاشق که بال بال زدند اما کسی صدای فريادشان را نشنيد تکه تکه شدند. امروز دل عاشق انها فکر عاشق انها به زير خاک ميرود اما ياد انها دست نوشته های انها لبخند انها همه باقی است. يادم مياد مهدوی عزيز را در صفحه تلويزيون چه زيبا می خنديد و شادی به مردم می بخشيد. افشار مهربان را وقتی برای زلزله بم در حسينه ارشاد کمکهای مردمی جمع ميکرد چه صادقانه درخواست کمک برای هموطنان ميکرد. اين پرستوها که گرد شمع وجود اين مردم چرخيدند و سوختند و جزقاله شدند با بياد بياوريد . بدانيد همه عاشق شغل نوشتن و خبرنگاری بودند. انان از صداقت می نوشتند و از صداقت می گفتند. حال ديگر در بين ما نيستند خداياشان شايد عاشقشان شد . چون حضرت باريتعالی می فرمايد هر کس عاشق من شد من عاشقش ميشوم و هر کس من عاشقش شدم ميبرمش. اری اين پرستوهای سوخته دل و سوخته بال شايد خدا عاشقشان شده بود. گرچه مظلومانه رفتند و بر فراز خانه مردم دست کمک به سوی همه دراز کردند اما قدرت خدا که انان را ميخواست بيشتر بود. عزيزان ارتشی که سالها شايد در راه جنگ و نبرد برای ميهنشان جان بر کف گذاشتند اما ان روز نرفتند تا امروز صدای مظلوميتشان بيشتر به گوش برسد. همه اشک ماتم بريزيد . همه غمگين باشيد. ميدانيد چه سرمايه هايی رفتند . اگر ميدانستيم روزهاو شبها گريه ميکرديم با اينکه با گريه کردن انها برنمی گردند اما دل خودمان شايد از اتش غم انها خنک شود. روحشان شاد و قرين رحمت الهی باشد.

+ نوشته شده توسط خاتون عشق در پنجشنبه هفدهم آذر 1384 و ساعت 8:17 |

انا لله و انا اليه راجعون

بای ذنب قتلت

 

سقوط هواپيمای سی ۱۳۰ ارتش و کشته شدن شمار بسياری از عزيزان اين مرز و بوم بخصوص خبرنگاران و عکاسان و.... را که حق زيادی گردن ما داشتند تسليت عرض ميکنم. باور کنيد امروز اصلا حوصله ادامه دادن داستان را ندارم . منو ببخشيد. از خداوند منان برای خانواده های انان صبر مسئلت می نمايم. و اميدوارم انها را همنشين ائمه اطهار قرار دهد. از مسئولين محترم هم می خواهيم که ايمنی بيشتری را رعايت کنند و برای توجيه خود حرفهايی که هيچ عقلی نميتونه قبول کنه نزنند. خود را جای ان عزيزان از دست رفته قرار دهند و زن وفرزندان خود را جای زن و فرزندان انان ايا خانواده ها به همين راحتی می پذيرند که سهل انگاری نبوده؟ واقعا واقعه تاسف باری بود و نمی دانم چرا هر سال ملت ما بجز بلايای طبيعی بايد شاهد و ناظر چنين وقايع تلخی باشند که همه از سهل انگاری کسانی ميباشد که در خصوص رعايت نکات ايمنی بی دقتند. ای کاش مسئولين محترم در اين خصوص بيشتر توجه ميکردند و اگر نمی خواهند مسببين را به ملت معرفی کنند لااقل به صورت غير علنی انها را مجازات کنند. بازم به همه بازماندگان تسليت عرض ميکنم. يا علی

 

+ نوشته شده توسط خاتون عشق در چهارشنبه شانزدهم آذر 1384 و ساعت 9:16 |
جنبش بزرگ وبلاگی حامیان مهندس میرحسین موسوی جنبش بزرگ وبلاگی حامیان مهندس میرحسین موسوی