تبليغاتX

اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً

خدمات وبلاگ نویسان جوان

دست نوشته هاي من

 

 

 

صدای پای عید می آید. عید قربان عید پاک ترین عیدها است عید سر سپردگی و بندگی است. عید بر آمدن انسانی نو از خاکسترهای خویشتن خویش است. عید قربان عید نزدیک شدن دلهایی است که به قرب الهی رسیده اند. عید قربان عید بر آمدن روزی نو و انسانی نو است.

و اکنون در منايي، ابراهيمي، و اسماعيلت را به قربانگاه آورده اي اسماعيل تو کيست؟ چيست؟ مقامت؟ آبرويت؟ موقعيتت، شغلت؟ پولت؟ خانه ات؟ املاكت؟ ... ؟

اين را تو خود مي داني، تو خود آن را، او را – هر چه هست و هر که هست – بايد به منا آوري و براي قرباني، انتخاب کني، من فقط مي توانم " نشانيها " يش را به تو بدهم:

آنچه تو را، در راه ايمان ضعيف مي کند، آنچه تو را در "رفتن"، به "ماندن" مي خواند، آنچه تو را، در راه "مسئوليت" به ترديد مي افکند، آنچه تو را به خود بسته است و نگه داشته است، آنچه دلبستگي اش نمي گذارد تا " پيام" را بشنوي، تا حقيقت را اعتراف کني، آنچه ترا به "فرار" مي خواند آنچه ترا به توجيه و تاويل هاي مصلحت جويانه مي کشاند، و عشق به او، کور و کرت مي کند ابراهيمي و "ضعف اسماعيلي" ات، ترا بازيچه ابليس مي سازد. در قله بلند شرفي و سراپا فخر و فضيلت، در زندگي ات تنها يک چيز هست که براي بدست آوردنش، از بلندي فرود مي آيي، براي از دست ندادنش، همه دستاوردهاي ابراهيم وارت را از دست مي دهي، او اسماعيل توست، اسماعيل تو ممکن است يک شخص باشد، يا يک شيء، يا يک حالت، يک وضع، و حتي، يک " نقطه ضعف"!

موسم عيد است. روز شادى مسلمانان. روز قبولى در جشن بندگى خداوند. اى مسلمان حج گزار و اى كسى كه در شكوهمندترين آيين دينى از زخارف دنيا دور شدى و به او نزديكتر. ايام حج را نشانه اى از پاكيزگى ، رهايى، آزادگى، آگاهى و معنويت بدان. بدان كه زمين سراسر حجى است كه تو در آنى و بايد با سادگى، وقوف در جهان درون و بيرون و قربانى كردن همه آرزوهاى پوچ دنيوى، خود را براى سفر بزرگ آماده كنى. انسان مسافر چند روزه كاروان زندگى است. سلام بر ابراهيم، سلام بر محمد و سلام بر همه بندگان صالح خداوند.
 

                                                                                                 برگرفته از سایت صدا و سیما

 

 

 

+ نوشته شده توسط خاتون عشق در پنجشنبه بیست و نهم آذر 1386 و ساعت 20:45 |

گاهی به بعضي مسائل روزمره كه فكر ميكنم ساعتها و حتي روزهاي زيادي فكرم را مشغول ميكنه. همين سوالي كه پرسيدم. هم براي خودم پيش آمده هم خيلي از دوستان و آشنايان. فردي يا از روي ناآگاهي يا غرض حرفي مي زند. وقتي در جمعي صحبتي در خصوص اون حرف پيش مي آْيد خيلي راحت حاشا ميكند كه من نگفتم. تازه گاهي توي چشم طرف مخاطب نگاه ميكند و چنان با استحكام ميگه من نگفتم كه آدم باورش ميشه شايد من اشتباه ميكنم. ما توي جامعه هنرپيشه زياد داريم. هنرپيشه هايي كه در زندگي واقعي خودشون خوب بازي مي كنند و خوب هم كارگرداني و ديگران را بازي مي دهند. بارها براي خودم پيش آمده وقتي موضوعي خواستم روبرو كنم طرف مقابل چنان جلو صحبت من مي ايسته كه همه برميگردند به من نگاه ميكنند و ميگويند نه تو اشتباه ميكني . فرقي هم نمي كنه كه فرد مذهبي باشه يا غير مذهبي . مهم اينه كه به قول معروف ديوار حاشا بلنده . اره وجدان ديگه وجود نداره. طرف نماز خون حرفه اي است. اعمال دين مث آب خوردن براش مي مونه. اما از اصل دين دور شديم . مولانا مي فرمايد : ما ز قران مغز را آموختيم پوست را بهر خسان بگذاشتيم . ما از اصل مقاهيم قرآني دور شده ايم. احترام به بزرگان و رحمت و عطوفت نسبت به خردسالان كه از آموزه هاي حضرت نبي اكرم است را فراموش كرده ايم. دوري از دروغ و افترا را از خاطر برده ايم. گاهي فردي حرفي مي زند كه انسان روي حرف او حساب باز مي كند اما زماني كه حاشا كردن از همان فرد را مي بيند انسان خرد ميشود و دائم از خود مي پرسد چرا او؟ بله اين ناهنجاري ها در جامعه ما جا پيدا كردند و جا افتادند و شده اند عين هنجار جامعه . اي كاش جرات روبرو كردن داشتند. اي كاش وجدان داشتند اما همه رخت بربسته و ديگر از چنين جامعه اي توقعي نمي توانيم داشته باشيم . ارزشها گم شده و جاي خود را به ضد ارزش داده است . غيبت شده نقل و نبات در ميان مردم. واي بر ان روزي كه حسابها باز شود و بخواهند در حضور حضرت پروردگار نامه اعمال ما را رسيدگي كنند . واي بر حق الناس هاي از بين رفته شده.

الهی

+ نوشته شده توسط خاتون عشق در سه شنبه بیست و هفتم آذر 1386 و ساعت 13:12 |

بنام خدا

دوستان و همراهان عزیزم سلام

شادکام و موفق باشید . از اینکه در این مدت مدید مرا همراهی کردید کمال تشکر و سپاسگزاری را دارم. انشا الله از چند روز آینده نوشتن رمانهای جدید در وبلاگم را شروع خواهم کرد . مرا ببخشید از اینکه مدت مدیدی نتوانستم با رمانهایم در خدمت شما باشم عذر خواهی می کنم. امیدوارم با نظرات سازنده خود مرا همراهی کنید.

ارادتمند شما خاتون عشق

+ نوشته شده توسط خاتون عشق در سه شنبه بیستم آذر 1386 و ساعت 10:37 |
جنبش بزرگ وبلاگی حامیان مهندس میرحسین موسوی جنبش بزرگ وبلاگی حامیان مهندس میرحسین موسوی