تبليغاتX

اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً

خدمات وبلاگ نویسان جوان

دست نوشته هاي من

یک روز بیشتر به شروع ماه محرم باقی نمانده. ماه شهادت و ایثار ، ماهی که از حرکت امام حسین در روز عرفه شروع شد و به دهم محرم در روز عاشورا رسید. هر ساله شیعیان سراسر جهان به مناسبت ماه محرم وشهادت سید الشهدا امام حسین ع سیاه می پوشند و عزاداری می کنند. راستی فلسفه این عزاداریها چیست؟ چرا هر ساله ماه محرم را گرامی می داریم و به حرمت این ماه عزیز جشنها و شادیها را تعطیل می کنیم. لباس سیاه می پوشیم و عزاداری می کنیم.؟ آیا فلسفه عاشورا و سیاه پوشیدن به این است که عده ای دور هم جمع شویم و بر سر وسینه بکوبیم واشک بریزیم یا فلسفه ای والاتر دارد ؟ روایتی داریم که امام صادق ع فرمودند شیعه ما کسی است که در شادیهای ما شاد و در عزای ما عزادار باشد. برویم سر اصل مطلب ، امام حسین ع برای چه قیام کرد؟ برای چه جنگید و برای چه خود وخانواده را به قربانگاه برد؟ حال می پرسیم ایا فقط به خاطر اینکه ما امروز عزادار او باشیم؟ هرگز !!! امام حسین فرمودند بخدا قسم من قیام نکردم مگر به خاطر حفظ دین جدم ، برپا داشتن نماز و امر به معروف ونهی از منکر . دین جدش چه بود؟ اسلام ناب محمدی . دینی که خداوند کاملترین دینش در میان ادیانی که به بشریت هدیه داده بود فرستاد . دینی که جز صداقت و پاکی ، عدالت و راستگویی چیزی را تبلیغ نکرد. تا جایی که اقا امام حسین می فرمایند اگر دین ندارید آزاده باشید. حال می پرسم آیا امام حسین تنها به این سینه زدنها و گریه وزاریهای ما نیاز دارد؟ آیا امام حسین دلش به این خوش است که بدون معرفت و شناخت قیام او و شهادتش به عزاداری بپردازیم؟ عزیزان عزاداری جای خود دارد و مطمئنا برای در خاطر ماندن قیام عاشورا لازم است اما ای کاش در کنار این عزاداریها قدری هم به شناخت می رسیدیم. ای کاش لااقل در این دو ماه محرم و صفر هر شب صفحه ای از زندگی امامان معصوم و شیوه زندگی آنان را می خواندیم و الگوی خود قرار میدادیم . نه اینکه جوانان ما الگوهای غربی را برای رفتار و مو و لباس و شیوه زندگی برگزینند و بااین قیافه ها به عزاداری امام حسین بروند. راستگویی و صداقت و پاک بودن را از امام حسین یاد بگیریم آنوقت می بینیم که امام حسین به رهرو نیاز دارد نه عزادار. امام حسین به انسان بودن ما نیاز دارد نه سیاه پوشیدن. اگر میخواهیم قیام عاشورا را بیمه کنیم و همیشه در یاد و نظرها بماند هر کدام یک حسین دیگر شویم تا همگان در پی آن باشند که این جوانان چرا اینقدر پاک و بی الایشند وقتی به دنبال علت بروند بگویند  بله اینان از مولا وامامشان یاد گرفته اند و اینان شیعیان واقعی امام حسین هستند. نگذاریم با تمسخر بی دینان روبرو شویم و ما را به یکدیگرنشان دهند و بگویند طرف راه قبله را بلد نیست می آید سینه زنی.

بنابراین ازهمین امشب که شب اول محرم است و شب های عزاداری سرور شهیدان اقاامام حسین هر کدام معلمی شویم برای اموزش یکدیگر در سیره امام حسین با رفتار وکردار پسندیده بدون حب و بغض . بیائیم خانه روبی قلبمان را شروع کنیم و در چهلم امام حسین خود را از کینه ها ، دروغها ، از خود راندنها، غیبت و تهمت ، بی عدالت رفتار کردن و.... پاک کنیم و در چهلم امام حسین افتخار کنیم که یک شیعه واقعی شده ایم. به امید ان روز

دلم ایکاش امشب پر بگیرد

دوباره عاشقی از سر بگیرد

رود در کربلای عشق و آنجا

سراغی از علی اکبر بگیرد

                                                                         شاعر: علي مطهري

شیعیان فرا رسیدن محرم الحرام وشهادت مولا امام حسین و ۷۲ تن از یارانش را به اقا امام زمان و رهروان ان حضرت تسلیت و تعزیت عرض می نمایم.

+ نوشته شده توسط خاتون عشق در شنبه سی ام دی 1385 و ساعت 10:29 |

سيدروح الله نورموسوي

شايد بايد زودتر از اينها سراغ او مي‌رفتيم. كسي كه تمامي مردم ايران از خردسالي او خاطره‌هايي به ياد مي‌آورند. كسي كه وقتي نامش برده مي‌شد همه براي طول عمرش دعا مي‌كردند و براي موفقيت روز افزون او نذر و نياز. دو ساله كه بود مادرش را كه استاد كلاس‌هاي آموزش قرآن بود همراهي مي‌كرد و وقتي عموي او با اصرار فراوان از او تست گرفت فهميد باچه درياي استعدادي مواجه است. به همين راحتي در 5/2 سالگي استعدادش كشف شد. الان كه حدود 14 سال از آن زمان مي‌گذرد روبروي نوجواني قرار گرفته ام كه در لابه لاي صفحات تاريخ گم نشد. قرار بود اول در جامعه القرآن همديگر را ببينيم اما نشد و رفتيم به منزل دكتر! روي زمين نشستيم و با هم حرف زديم. خبري از لوح‌ها و هدايايي كه از كشورها و نهادهاي مختلف گرفته بود نبود، تنها يك قاب روي ديوار نشسته بود. از من استقبال مي‌كند با همان لبخند دوران كودكي، وقتي از گذشته اش مي‌پرسي آنقدر به نيكي از آن ياد مي‌كند كه گويي خودش هم زمان را درك نكرده است ؛ مثل ما و خيلي از مردم ديگر كه وقتي او را مي‌بينند به يادش نمي آورند. پايه 8 حوزه علميه را مي‌خواند و به گفته خودش هنوز خيلي از مسير مانده كه طي نكرده است. براي كسي كه متولد 27 بهمن سال 69 است مطمئنا بخش عظيمي از راه طي نشده اما آنچه كه او تا امروز پشت سر گذاشته هم كم نبوده... اين گفتگو تقديم به همه دانشجويان راه علم و معرفت.

¤ از كسي كه بيش از ده سال از او خبر نداريد چه سؤالي مي‌پرسيد؟ دكتر كجا بوديد؟
- به همه نسل سومي‌ها و خوانندگان كيهان سلام عرض مي‌كنم. جاي خاصي نبودم. همين جا در شهر قم مشغول درس و بحث.

¤ الان اگر كسي شما را در كوچه و خيابان ببيند، مي‌شناسد؟
- نه، نمي شناسند! چون بيشتر هنوز قيافه پنج يا شش سالگي من را در ذهن دارند و به نظرم اينطور بهتر است. در روايت آمده «در گمنامي راحتي است».

¤ حالا چه چيزهايي مي‌خوانيد؟
- از نظر مطالعه محدوديت خاصي ندارم اما گرايش من بيشتر به مطالعه كتب اخلاقي و ديني است.

¤ از برنامه‌هاي آموزشي تلويزيوني تان هم خبري نيست...
- خب بعد از مدتي كه برنامه ريزي تحصيل من جدي تر شد زمان و فرصت كمتري دست مي‌داد تا بتوانم در اين گونه كارها شركت كنم و كم كم از برنامه‌هاي كاري من به طور خودكار حذف شد.

¤ در اين مدت خودتان هم تدريس مي‌كرديد؟
- بله بعضا تدريس هم داشته ام.

¤ اين روش‌هاي جديدي كه براي حفظ به وجود آمده در زمان خود شما هم بود، فكر مي‌كنيد در جامعه جواب مي‌دهد؟
- اصول حفظ از قديم تا به حال تغيير نكرده يا با قرائت و تكرار يا از طريق استماع و يا از طريق نوشتن اما روش‌هاي تدريس و كلاسداري و شيوه‌هاي آموزشي تغيير كرده. اين روش‌هاي جديد بحمدلله بسيار كارآمدند و من با تمام احترامي كه براي روش‌هاي سنتي قائلم اما از روش‌هاي جديد آموزشي استقبال مي‌كنم.

¤ به فرزند خودتان چنين روشي پيشنهاد مي‌كنيد؟
- اگر شيوه‌ها و روش‌هاي بهتري در آن زمان ابداع شده باشد، حتما با آن شيوه‌ها با فرزندم كار مي‌كنم.

¤ بعضي معتقدند به كودكي شما كمي ظلم شده(!) چون آن زمان كه بايد براي شيطنت و بازيگوشي مي‌گذاشتيد بيشتر براي تحصيل و فراگرفتن قرآن صرف كرديد. آغاز تحصيل از 5/2 سالگي خيلي توان مي‌خواهد!
خيلي از مردم اينطوري فكر مي‌كنند ولي اصلاً اينچنين نيست من در همان سن و سال شيطنت و تفريح خودم را داشتم، يادم مي‌آيد در يكي از برنامه‌هايي كه عده زيادي از خانم‌ها هم حضور داشتند در حال اجراي برنامه بودم و در همان حالي كه به سؤالات مطرح شده پاسخ مي‌دادم با ماشين اسباب بازي كه در دست داشتم بازي مي‌كردم ـ به قول بچه‌ها قام قام بازي ـ اين اتفاق براي خيلي از آنها جالب بود در واقع باورشان نمي شد كه من دارم پاسخ سؤالاتشان را مي‌دهم و همزمان ماشين بازي ام را هم مي‌كنم.

¤ اين فاصله‌اي كه از نظر ارتباط بين شما و مردم اتفاق افتاد خود خواسته بود يا اينكه عامل ديگري داشت؟
نمي دانم از كدام فاصله مي‌گوييد! زيرا من هميشه در ميان مردم و با مردم بوده ام و حضور مستمر من در استانها و شهرهاي مختلف و در جمع‌هاي مردمي گواه اين گفته است.

¤ نگاه مردم و مسئولين به شما چگونه بود؟ الان چگونه است؟ هنوز ديدارها وجود دارد؟
نگاه مردم و مسئولين هميشه نگاهي توأم با لطف و احترام بوده چون مردم ما قرآن كريم و ذريه پيامبر (ص) را گرامي مي‌دارند و احترام به حافظ قرآن را احترام و بزرگداشت خداوند متعال مي‌دانند.

¤ قرآن از نظر شما چه تعريفي دارد به عنوان يك نوجوان؟
فكر مي‌كنم نگاه يك جوان به قرآن بايد مانند نگاه او به عطر باشد، چطور وقتي از خانه خارج مي‌شود خود را معطر مي‌كند، همانطور براي معطر كردن روح خود بايد با قرآن مأنوس باشد. بايد قرآن در سينه اش باشد تا كم كم در گفتار و رفتارش تأثير بگذارد. امام صادق(ع) مؤمني را كه اهل قرآن نيست به رطبي تشبيه كرده اند كه گرچه شيرين است اما بويي ندارد، اما شيعه‌اي كه با قرآن است را تشبيه به ترنج كرده اند كه هم مزه خوبي دارد و هم بوي خوبي.

¤ و فكر مي‌كنيد براي اين زاويه ديد كاري انجام شده؟
به نظر من در رابطه با قرآن كارهاي ريشه‌اي صورت نگرفته، فقط اكتفا كرده ايم به بعضي از كارهاي كليشه‌اي در صدا و سيما و نمايشگاه‌هاي قرآني در ماه مبارك رمضان، اگر چه تمام اينها در جاي خود خوب است اما اصلاً كافي نيست و تا زماني كه مسئله قرآن سرلوحه برنامه‌هاي اصلي مسئولين و مردم قرار نگيرد قرآن كريم در دل جوانان مان رسوخ نخواهد كرد.

¤ يك سريالي در ماه مبارك رمضان از تلويزيون با محوريت قرآن كريم پخش شد (صاحبدلان) نظر شما در مورد فعاليت‌هاي هنري از اين دست كه نگاه ارزشي به قرآن دارند چيست؟
ما وظيفه داريم از تمام ابزار ممكن براي معرفي قرآن و آوردن آن به صحنه زندگي مردم استفاده كنيم، يكي از ابزار مؤثر و پرمخاطب، پنجره سينما و تلويزيون است كه سينماي مذهبي و ديني ما به عقيده من گامهاي موفقي برداشته، اما نبايد اينطور باشد كه فقط در ماه رمضان شاهد چنين نگاهي و حركتي باشيم، يكي از علائم آخرالزمان اين است كه «لايعبدون الله الا في شهر رمضان» يعني مردم آخرالزمان تنها در ماه مبارك رمضان خدا را عبارت مي‌كنند!

¤ راديو قرآن و شبكه قرآن به عنوان رسانه‌اي ديداري و شنيداري كلام خدا ، تا چه حد توانسته اند اين دغدغه شما را مرتفع كنند؟
به نظرم يكي از بركات نظام اسلامي ما همين راديو معارف و صدا و سيماي قرآن است البته نبايد طوري شود كه شبكه‌هاي ديگر راديويي و تلويزيوني از قرآن كريم بي نصيب بمانند مخصوصاً شبكه سه كه شبكه جوان است.

¤ «اينترنت» به عنوان رسانه‌اي جهاني چقدر مي‌تواند كمك حال ما باشد؟
اينترنت به دليل دارا بودن زبان مشترك در تمامي دنيا يكي از پل‌هاي ارتباطي مناسب براي ترويج معارف ديني است. ما هم بايد از اين ابزار قدرتمند كمال استفاده را ببريم كه البته اين ديگر به خلاقيت و توانمندي ما برمي گردد تا چگونه از آن بهره بگيريم.

¤ به چه كساني از نظرعلمي مديون هستيد؟
پدرم كه به عنوان اولين استاد و راهنماي من بودند. حجت الاسلام غرويان به عنوان استاد منطق كه درس لمعه را نيز نزد ايشان آموختم. حجت الاسلام سيداحمد خاتمي، و استاد پناهيان كه علم خطابه را از ايشان فرا گرفتم.

¤ با سؤالات يك كلمه‌اي نسل سومي موافقي؟
بله!

¤ دلتنگي؟
كسي كه با قرآن باشد، هيچگاه دلتنگ نمي شود.

¤ نفس؟
بايد مراقبش بود بويژه خانواده اماره اش.

¤ مرگ؟
براي انسانهاي خوب پلي است كه با عبور از آن به بهشت مي‌رسند.

¤ گناه؟
آتشي كه نزديكي به آن هم بدجوري مي‌سوزاند.

¤ روشنفكري ديني؟
بيداري.

¤ RAM 512
(با تعجب نگاه مي‌كند) يك قسمت سخت افزاري از كامپيوتر.

¤ باورم نمي شد بدانيد.
جدي!؟

¤ اينترنت؟
بهترين وسيله براي نشر اسلام.

¤ حوزه يا دانشگاه؟
هر دوانه.

¤ منتظر؟
اهل كار و فعاليت.

¤ شهيد؟
شمع.

¤ جشن پتو؟
خاطره زيباي جواني.

¤ عشق؟
قلب مؤمن.

¤ آمريكا؟
كلكسيون بديها.

¤انرژي هسته‌اي؟
حق مسلم تمام ملت‌ها.

¤ سياست؟
عين ديانت.

¤ انتخابات مجلس خبرگان؟
سرنوشت ساز.

¤ رهبري؟
نائب الامام.

¤ هم مباحثه اي؟
دوست صميمي.

¤ ان قلت؟
نصف علم.

¤ ورزش؟
لازم براي همه.

¤ فوتبال بازي مي‌كني يا تماشا مي‌كني؟
هر دو! هم بازي مي‌كنم هم تماشا مي‌كنم.

¤ پدر؟
اولين معلم و بهترين دوستم.

¤ خاطره شيرين قرآني؟
در برنامه پرسش و پاسخ قرآني كه در عربستان و در جمع صدها وهابي داشتم، همه آنها را شكست دادم.

¤ خاطره غيرقرآني؟
در هشت سالگي روزي با گروهي از بچه‌ها به اردو رفته بوديم، صبح زود بعد از نماز در حالي كه همه خواب بودند من با زغال صورت همه شان را سياه كردم و آن پنجاه نفر هيچ وقت نفهميدند كه چه كسي آنها را سياه كرده بود!!!

¤ خدا را شناختي؟
هنوز خودم را هم نشناخته ام!

¤ ميزان و معيار زندگي؟
پيامبر اعظم(ص)

¤ موسيقي؟
گوش مي‌كنم. (با خنده) اما از نوع قرآني آن.

¤ آخرين كتابي كه خواندي؟
اخلاق در قرآن از آيت الله مكارم شيرازي.

¤ شعر؟
مي خوانم. اما نه به اندازه‌اي كه خيلي‌ها مي‌خوانند.

¤ گلستان سعدي؟
سومين كتابي كه آن را خواندم و حفظ كردم.

¤ ديوان حافظ؟
از دولت قرآن پديد آمده.

¤ روزنامه؟
سر مي‌زنم اما خواننده حرفه‌اي و افراطي روزنامه نيستم.

¤ دكتر محمدحسين طباطبايي؟
مسكين ابن مسكين، اقل لخليفه بل لا شي في الحقيقه...

¤ بينش 10 سال پيش محمدحسين طباطبايي با الان چه تفاوت‌هايي دارد؟
هر چه مي‌خوانم وجلوتر مي‌روم خود را فقيرتر ونيازمندتر مي‌يابم.

¤ «لايكلف الله نفساً الا وسعها»؟
به نظر من براي رسيدن به هدف و پيشرفت، بايد وظيفه خودمان را بيش از تواني كه داريم بدانيم.

¤ ممنون از اين كه به بچه‌هاي نسل سوم فرصت گفت و گو داديد؟
من هم از اين كه به من فرصت صحبت كردن داديد تشكر مي‌كنم.

منبع: كيهان


+ نوشته شده توسط خاتون عشق در چهارشنبه بیستم دی 1385 و ساعت 8:51 |

ابراهیم خلیل الله در حیطه آزمایش قرار گرفته بود . آزمایش سختی بود. چه باید میکرد. پروردگارش فرموده بود تنها فرزندت را که بعد از سالها خواستن به تو عطا کردیم به قربانگاه ببر و سر ببر. پدر فرزندش را سر ببرد. چه لحظه سختی است . اشک در چشمانش جمع شده اما هر چند اسماعیل پاره جگرش است اما امر معبودش لازم الاجرا میباشد. کارد را بر میدارد. کمی مکث میکند. اسماعیل به پدر نگاه میکند. پدر تردید مکن امر پروردگار را اطاعت کن من اماده ام. ابراهیم کارد بر گلوی فرزندش می گذارد اما هر چه میکند نمی برد. گویی کارد کند شده است .ندا میرسد ابراهیم تو در این امتحان پیروز شدی گوسفندی از آسمان فرستاده میشود و قربانی میگردد. پدر و پسر به کمک هم بنای خانه کعبه را می سازند. کعبه هزاران سال میشود قبلگاه عاشقان الله. پیامبر از سرزمین وحی حرکت میکند. از طواف کعبه ای که ابراهیم (ع) بنا کرده بود حرکت میکند در این مسیر دو بار بر او وحی میشود. عرق بر پیشانی پیامبرمی نشیند . جبرائیل بر پیامبر نازل میشود و آیه وحی خداوند را بر او میخواند:

"يَا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنزِلَ إِلَيْكَ مِن رَّبِّكَ وَإِن لَّمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ وَاللّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ ِنَّ اللّهَ لاَ يَهْدِي الْقَوْمَ الْكَافِرِينَ"                                                (سوره مائده آیه ۶۷)

اى پيامبر ! آنچه از سوى پروردگارت [ درباره ولايت و رهبرى على بن أبى طالب اميرالمؤمنين (عليه السلام) بر تو نازل شده ابلاغ كن ; و اگر انجام ندهى پيام خدا را نرسانده اى . و خدا تو را از [ آسيب و گزند ] مردم نگه مي  دارد ; قطعاً خدا گروه كافران را هدايت نمي  كند .

 پیامبردستور توقف میدهد ، میفرمایند آنانی هم که جلو رفته اند برگردانید. در غدیر خم همه جمع می شوند. چه چیز مهمی پیش آمده که پیامبر توقف کردند؟ پچ پچ در بین حج گزاران راه افتاده بود . همه یک چیز رامی دانستند تا مسئله بسیار مهمی نباشد پیامبر توقف نمی کنند. همه بزرگان عرب بودند. پیامبر بر بلندی ایستادند . سوال کردند چه کسی بر شما اولاتر و بالاتر است و همه یک صدا گفتند رسول خدا ص از ما اولاتر در هر کاری است سه بار این سوال را فرمودند و همان جواب را از مردم شنیدند. سپس دست علی ع را بالا بردند و فرمودند:" من کنت مولا فهذا علی مولا" هر کس من مولا وسرپرست او هستم علی نیز مولای اوست .  مجددا عرق بر تن پیامبر نشست و حضرت جبرائیل بر پیامبرنازل شد و وحی دوم بر پیامبر قرائت فرمود:

الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَرَضِيتُ لَكُمُ الإِسْلاَمَ دِينًا .              (سوره مائده آيه 3)

امروز [ با نصبِ على بن ابى طالب به ولايت ، امامت ، حكومت و فرمانروايى بر امت ] دينتان را براى شما كامل ، و نعمتم را بر شما تمام كردم ، و اسلام را برايتان به عنوان دين پسنديدم .

واینچنین غدیر خم عید ولایت شکل گرفت و شاهدان بودند که پیامبر از طرف خداوند علی را به امامت معرفی کردند.  

+ نوشته شده توسط خاتون عشق در شنبه شانزدهم دی 1385 و ساعت 9:19 |

دوستان عزیز سلام بعد از چند روز برگشتم. البته گرفتاری اجازه خداحافظی نداد اما به نیابت از همه دوستان به زیارت بارگاه ملکوتی اقا امام رضا مشرف شدم و برای همگی دعاکردم. بخصوص شما عزیزانی که در ادامه دادن این وبلاگ همواره یار و همراه من بودید. بگذریم.

سال ۲۰۰۷ میلادی از امروز آغاز شد . اول ژانویه شروع سالی دگر در دنیای بین المللی است. سال گذشته سال خوبی نبود. تعداد بسیاری از مسلمانان در اقصی نقاط جهان کشته شدند . از عراق گرفته که مسبب همه کشتارها صدام حسین بود که در اخرین روزهای سال میلادی به دار اویخته شد اما ای کاش به ندای امام راحلمان گوش داده بود " صدام مانند هیتلر دست به انتحار بزند ." و دست به انتحار زده بود تا اینکه اینچنین با خفت وخواری در کنار انانی که روزگاری حمایتش می کردند به دار مجازات آویخته شود. اما همه میدانیم که بیشتر از همه آمریکا از اعدام صدام سود جست و خوشحال شد. همه میدانیم که حامی صدام و تجهیز کننده او در جنگ تحمیلی بر علیه ایران امریکا بود و حال خواهان اعدام سریع صدام بودند تا قبل ازاینکه بخواهد جنایات اربابان خود را فاش کند. سال ۲۰۰۷ خبر بد دیگری هم برای ما ایرانیان داشت. تحریم ایران بوسیله شورای امنیت و زیر فشار و زور اربابان قدرت حاضر در شورا. اما مورد دیگر که در سال ۲۰۰۶ اتفاق افتاد . مرگ پاپ جان پل دوم رهبر مسیحیان جهان. مردی که روزگار عمرش را سعی کرد بین ادیان دوستی و رفاقت ایجاد کند و سعی کرد با دیدی باز به همه ادیان نگاه کند برعکس پاپ جدید که متاسفانه تحت تاثیر بسیاری از سیاستمداران قرار گرفته و باعث ایجاد شکاف عمیقی بین اسلام و خودش شد. به هر حال امیدوارم شروع سال ۲۰۰۷ برای همه مردم جهان بخصوص آنانی که عزیز از دست دادند و در این جنگ های خانمان سوز ابرقدرتها خانه و کاشانه خود را از دست دادند سال خوبی باشد و بتوانیم شاهد صلحی جهانی بین تمام کشورها باشیم. ظهور مولایمان اقا امام زمان را شاهد باشیم و همراه با ظهور حضرت مسیح ع به ازادی قدس شریف برویم.

لینک مربوط به سال نو مسیحی و اعدام صدام

http://emruz.info/ShowItem.aspx?ID=4414&p=1

+ نوشته شده توسط خاتون عشق در دوشنبه یازدهم دی 1385 و ساعت 13:36 |

هر روز به خودم میگم دیگه صفحه حوادث روزنامه رو نمیخونم. اما تاچشمم به تیتر خبرها می افتد وسوسه میشوم و بعدش تا ساعتها و گاهی حتی تا روزها افسردگی میاد سراغم. صحنه ها را که جلو چشمم مجسم میکنم اعصابم به هم می ریزه . قتل و کشتار در کشورمان بیداد میکند و این تازه اون قسمتی است که در روزنامه ها نوشته میشه. از بدو آفرینش آدم جان انسانها بسیار شریف بوده و حتی کسی اجازه این را ندارد که به هر دلیلی خودکشی کند و خودکشی در دین ما گناه کبیره می باشد و نابخشودنی . جان ما که متعلق به خودمان است را حق نداریم از بین ببریم . مجازات آن اتش جهنم است. حال دیگری کشتن را بنگرید که گناه بس بزرگتری است. من قانون دان نیستم اما سعی کردم در حد توانم مطالعه کنم. قاتل را تنها با چند مدرک مستند یا تبرئه میکنند یا مجازات و پیش می آید مجرمانی را که با درست کردن مدارک جعلی و ... از دام قانون فرار میکنند. اما در این میان بحث من در مورد چنین قاتلانی نیست . بحث من در مورد پدران وبرادران قاتل است. هر چه فکر میکنم اسلام از روز اول با زنده به گورکردن دختران به جنگ برخاست و نفس دختر راچون پسران گرامی داشت تا حدی که سوره تکویر بر پیامبر نازل شد وبه پدران دختر کش هشدار داد بای ذنب قتلت . بعد از ظهور اسلام جلو کشتن  و ظلم به دختران را گرفته شد . اما گویا تعصبات کورکورانه پدران وبرادران در کشور ما که هزاران سال مهد تمدن بوده از جاهلیت عرب فراتر رفته و دست به خون دختران خود آغشته میکنند. هر جای قران که می نگری اگر از مرد مسلمان نام برده از زن هم نام برده در پشت هر کلمه مسلمون ، مسلمات آورده . اما تعصبات کورکورانه خانواده های ایرانی این مهم را ندیده گرفته و برای پسران هر گناه ومفسده ای را مجاز می شمارند و برای دختران گناهی که مجازات آن مرگ است. در حالی که در پیشگاه خداوند زن و مرد فاسد گناهکارند و هیچکدام به صرف جنسیت از دیگری مستثنی نیست. در روزنامه ها می خوانیم که پدری دختر خود را به جرم فساد اخلاقی کشته است . برادر خواهر خود رابه جرم فساد اخلاقی کشته است. در حالی که قانون جهت اجرای حکم بر هر کسی ارجحیت دارد تعصبات متحجرانه خانواده ها به خود اجازه میدهند با طرز فجیع دختر خانواده رااز بین ببرند وبه قول خودشان لکه ننگ را از دامن خانواده پاک کنند. آنگاه مجازات این پدر خیلی زیاد باشد چند سال زندان است و بعد هم عفو میخورند وازاد میشوند و حتی بعد مشخص میشود دختر ۱۶ ساله یا بیشتر فقط براثر شکی که در دل پدر وبرادر به وجود امده کشته شده است و هیچ سند مستندی هم نداشتند. برادر خواهرش را می کشد و اولیاء دم پدراست که از قصاص پسرش می گذرد. آیا در اسلام و ما که مدعی شیعه علی ع هستیم گفته شده که پسر هر کاری دلش میخواهد بکند اما دختر باید پاک و منزه باقی بماند؟ یا اینکه گناه برای هر دو جنس گناه است؟ مگر نه این است که برای هر دو جنس سفارش به تقوا شده است. ؟ پدر و برادری که مدعی غیرت هستید . روی سخنم با شماست که بزه دختر را برای خانواده ننگ می دانید. روی سخنم با جوانی است که هنگام خواستگاری دختر پاک و منزه میخواهد . تا چقدر خودت و دیگر پسران این جامعه پاک بوده اید؟ برادری که بخاطر دفاع از آبرو و حیثیت خانواده خواهرت را می کشی و ظالمانه جسد او رامثله می کنی شده هیچوقت به این فکر کنی که چشمم را از نگاه به نامحرمی بپوشانم. ؟ همه در جامعه می بینیم که پسران در ملا عام  چه گناهان که نمی کنند. اما خانواده ها تنها به گفتن اینکه جوان است و کاریش نمی شود کرد از کنار این قضیه عبور می کنند . خدای من چقدر در این جامعه بزه جوانان برای خانواده ها عادی شده است. مگر همین پسر جوان پدر اینده فرزندانش نیست؟ پدر و مادران بیائید از تعصبات کورکورانه دست بردارید و دختر و پسرتان رابه یک چشم نگاه کنید. بیائید همان چیزی راکه برای دخترانتان می پسندید برای پسران هم بپسندید . متاسفانه وقاحت فساد اخلاقی پسران در جامعه ما ازبین رفته است. بارها با خانواده هایی روبرو شده ام که در خصوص مسائل اخلاقی پسرشان صحبت شده میگویند :"جوان است زن بگیرد درست می شود." اگر متاهل است می گویند" مقصر همسرش است " اما وای اگر دختری یا زنی مشکل اخلاقی داشته باشد از نظر همه حکمش مرگ است. . تا بحال از هر کسی پرسیده ام فرق بین دختر و پسر در اسلام چیست؟ تاکنون جوابی جز اینکه :" پسرا همه کاری میکنند پس دختران هم باید بکنند"؟ نگرفته ام. و با زبان بی زبانی گفته میشود پسر مجاز به هر گناهی میباشد. وقتی در روزنامه میخوانم پدر ۵۹ ضربه چاقو به دخترش زده و در پایان هم سر دختر رابریده است تنم به لرزه می افتد. دختر ۱۶ ساله و بی دفاعی که صرفابه خاطر دختر بودن و شاید شاید در اوج غرور نوجوانی خطایی کرده باشد باید در زیر دست و پای مردی ظالم ، مردی قصی القلب بنام پدر یا برادر کشته شود و دادگاه هم صرفا بخاطراینکه قاتل پدر اوست تنها به مجازات چند سال زندان بسنده کند . خدای من مگر نه این است که جان هر انسانی باارزش است ؟ تا کی باید ما که مدعی مسلمان بودن هستیم و شیعه علی ع از کناراین مسئله به راحتی بگذریم و پسرانمان را مجاز به هر گناهی بدانیم و دخترانمان را مجازات کنیم. اگر قرار بر این است چه بهتر در همان زمان بدنیا آمدن دختر که چیزی نمی فهمد او رابکشید و از این دنیا خلاصش کنید نه اینکه بعد از سالها زندگی کردن خود برای خطاهای او بجای اینکه به دنبال علت خطا بروید و اورااصلاح کنید مجازات مرگ تعیین کنید و عملا به پسرانتان بگوئید شما هر کاری دلتان میخواهد بکنید اماخواهر خطا کار را بکشید که ننگ خانواده نباشد.خدای من وحشتناک است که ما ملتی که روزی بزرگترین تمدن تاریخ بشریت را داشته ایم چنین متحجرانه به زن بعنوان جنس دوم نگاه کنیم.

+ نوشته شده توسط خاتون عشق در شنبه دوم دی 1385 و ساعت 9:37 |
جنبش بزرگ وبلاگی حامیان مهندس میرحسین موسوی جنبش بزرگ وبلاگی حامیان مهندس میرحسین موسوی