تبليغاتX

اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً

خدمات وبلاگ نویسان جوان

دست نوشته هاي من

بازم هم انتخاباتی دیگر امد و رفت و من برای جوانان شهرم افسوس خوردم. بیش از ۲۵۰ نفر کاندید بودند. چهره های شوراهای قبلی ، چهره های مسئولین استانی ، چهره های علمی و چهره های ناشناخته و گاها بسیار کم تجربه و جوان. شوراها برای چه کاری هستند. ؟ نمی خواستم هرگز در این مقوله چیزی بنویسم. نمی خواستم وارد این بازیهای سیاسی شوم. اما اعلام لیست منتخبان مرا بر این داشت که درد دلم را بنویسم. امروز لیست ۱۱ نفر منتخب شهر را اعلام کردند و با کمال تاسف نفر اول دختری بسیار جوان که پوسترهایی از خود چاپ کرده بود و در سطح شهر پخش کرده بود که بیشتر انسان فکر میکرد جهت مدل آرایش و صورت و هنرپیشگی چاپ شده است تا برای کسی که میخواهد کرسی تصمیم گیری این شهر را بدست گیرد.نمی دانم عقل و هوش جوانان ما کجا رفته؟ نمی دانم جوانانی که میخواهند پدر و مادران اینده این مرز وبوم باشند و میخواهند تربیت کنندگان جوانان اینده این کشورباشند به چه فکر میکنند؟ صفهای مملو از جوانان را می دیدی که با خنده برگ رای را می گرفتند و به هم اسم این خانم را نشان میدادند و تک رای می نوشتند. متاسفم که برای کلان شهری که یک دختر جوان و بی تجربه رای اول این شهر را می اورد. نه برای تحصیلات زیاد که سنش آنچنان نیست که دارای تجربه باشد و تحصیلات. نه برای اعتقاد و ایمانش که پوسترهای او حاکی از این بود که چهره خود را کرده وسیله تبلیغات و همین چهره مسبب گرایش جوانانی شد که پای صندوق رای بجای انتخاب چهره های علمی و باتجربه این شهر تنها و تنها به خاطر چهره روی برگه های تبلیغاتی به ایشان رای دادند اماامیدوارم این تجربه ای باشد برای ایشان که در بین ۱۰ نفر با تجربه باید چنان اعتماد به نفسی داشته باشد که بتواند برای سازندگی این شهر تصمیم بگیرد. حتما خوشحال هست که رای اول را اورده اما شاید فکر نکند به چه خاطر چرا که جز چهره او که روز پوسترها بود هیچ شاخص دیگری نداشت. برای جوانان شهرم متاسفم، برای خودم متاسفم، برای زنان این شهر متاسفم از این انتخاب احساسی مردم این شهر که هرگز به فکر سازندگی شهرشان نبودند و باید بدانند با این رای که دادند در قیامت باید جوابگو باشند. ای کاش هرگز پای صندوق رای نرفته بودند ورای نداده بودند تا اینگونه رای دادن. عقل ودرک مردم ما کجا رفته؟ شما بگوئید چرا؟

+ نوشته شده توسط خاتون عشق در یکشنبه بیست و ششم آذر 1385 و ساعت 10:42 |

 

روز دحوالارض

 

بسم الله الرحمن الرحيم

يا مقيل العثرات،اقلني عثرتي

يا مجيب الدعوات،اجب دعوتي

يا سامع الاصوات،اسمع صوتي

و ارحمني

و تجاوز عن سيئاتي

و ما عندي

يا ذاالجلال و الاكرام

+ نوشته شده توسط خاتون عشق در یکشنبه بیست و ششم آذر 1385 و ساعت 9:26 |

فردا جشن تولد است . جشن تولدی فردی که هزاران هزار عاشق در سراسر جهان دارد. فردا آنانی که به پابوس حرمش می روند ودر جشن تولد مولایمان امام رضا شرکت میکنند حاجتها دارند. آقا جان تولدت مبارک. آقا جان مولای ما ، فردا همه میخواهند از شما عیدی بگیرند. فردا عید بزرگ شیعیان است. آقا جان یکی مریض دارد، دیگری گرفتار است، یکی دردمند است ، یکی گرفتار فقر و بدبختی است، دیگری غریب است. آقا جان امام رضا مولای ما میخواهم به سراغ پدر بزرگوارت بروم باب الحوائج امام موسی کاظم و تولدت را تبریک بگویم. میخواهم به میمنت تولدت از پدرت عیدی بگیرم.

آقا امام کاظم ، دلت شاد ، چشمت روشن از تولد این برومند فرزند. به شما و خاندان شما تبریک می گویم. باب الحوائج در همینجا و از زبان تمام بیماران و حاجتمندان درگاهت می نویسم عیدی همه مارا شفای بیماران قرار ده. آقا امام کاظم تو را به فرزند امام رضا قسم میدهم که بیماران را شفای عاجل عنایت فرمایی.

مولایمان امام زمان  حتما فردا در حرم جد بزرگوارت حضور دارید. مولایمان اقا مهدی جان تولد امام رضا مبارک ، از جانب ما نایب الزیاره باشید. مولا امام زمان وساطت فرما وحاجت ما رااز جد بزرگوارت بگیرید.

فشرده اى از زندگانى امام رضا عليه السلام

زادگاه
هشتمين پيشواى شيعيان امام على بن موسى الرضا عليه السلام در مدينه ديده به جهان گشود.

كنيه ها
ابوالحسن و ابوعلى

لقبها
رضا، صابر، زكى ، ولى ، فاضل، وفى ، صديق، رضى ، سراج الله، نورالهدى ، قرة عين المؤمنين، مكيدة الملحدين، كفو الملك، كافى الخلق، رب السرير و رئاب التدبير

مشهورترين لقب
مشهورترين لقب آن حضرت «رضا» است و در سبب اختصاص اين لقب گفته اند: «او از آن روى رضا خوانده شد كه در آسمان خوشايند و در زمين مورد خشنودى پيامبر خدا و امامان پس از او بود. همچنين گفته شده: از آن روى كه همگان، خواه مخالفان و خواه همراهان به او خشنود بودند. سرانجام، گفته شده است: از آن روى او را رضا خوانده اند كه مأمون به او خشنود شد.»

مادر امام
در روايتهاى مختلفى كه به ما رسيده است نامها و كنيه ها و لقبهاى ام البنين، نجمه، سكن، تكتم، خيزران، طاهره و شقرا
، را براى مادر آن حضرت آورده اند.

زادروز
درباره روز، ماه و سال ولادت و همچنين وفات آن حضرت اختلاف است.
ولادت آن حضرت را به سالهاى (148، 151 و 153 ق)
و در روزهاى جمعه نوزدهم رمضان، نيمه همين ماه، جمعه دهم رجب
و يازدهم ذى القعده

روز شهادت
وفات آن حضرت را نيز به سالهاى (202، 203 و 206 ق) دانسته اند.
اما بيشتر بر آنند كه ولادت آن حضرت در سال (148 ق) يعنى همان سال وفات امام صادق عليه السّلام بوده است؛ چنان كه مفيد، كلينى ، كفعمى ، شهيد، طبرسى ، صدوق، ابن زهره، مسعودى ، ابوالفداء، ابن اثير، ابن حجر، ابن جوزى و كسانى ديگر اين نظر را برگزيده اند.درباره تاريخ وفات آن حضرت نيز عقيده اكثر عالمان همان سال (203 ق)(9) است.
بنابراين روايت، عمر آن حضرت پنجاه و پنج سال
مى شود كه بيست و پنج سال آن را در كنار پدر خويش سپرى كرده و بيست سال ديگر امامت شيعيان را برعهده داشته است.اين بيست سال مصادف است با دوره پايانى خلافت هارون عباسى ، پس از آن سه سال دوران خلافت امين، و سپس ادامه جنگ و جدايى ميان خراسان و بغداد به مدت حدود دو سال، و سرانجام دوره اى از خلافت مأمون.

فرزندان
گرچه كه نام پنج پسر و يك دختر براى او ذكر كرده اند، امّا چنان كه علاّمه مجلسى مى گويد: «اكثر، تنها از جواد به عنوان فرزند او نام برده اند.»

شهادت

به دسيسه مأمون و با سمّ او به شهادت رسيد و پيكر مطهر او را در طوس در سمت قبله قبه هارونى سراى حميد بن قحطبه طايى به خاك سپردند  و امروز مرقد او مزار آشناى شيفتگان است.

 

+ نوشته شده توسط خاتون عشق در شنبه یازدهم آذر 1385 و ساعت 8:7 |
جنبش بزرگ وبلاگی حامیان مهندس میرحسین موسوی جنبش بزرگ وبلاگی حامیان مهندس میرحسین موسوی