ببين چه زيباست در اسمون آبی
ببين چه زيباست زير شبنم بی رنگ
بالای کوه زير دريا توی اقيانوسها
تو بيابون توی خونه توی دلها
ببين چه زيباست زيبا زيستن
کی ؟ کجا؟ با کی؟
با عشق با بودن او با بودن تو
عشق من و تو در اين جهان نيست
ديگر جهانی بايد ببينيم
عشق من و تو او جاودانيست
با زندگی نه با بودن ما
ببين چه زيباست عشق من و تو
بوديم يک جا با تو با من با او
او در کجا بود او در کجا هست؟
اودر دل من او در دل تو تنها خدا هست
عشق من و تو بود تنها با ياد او بود تنها خدا بود
ببين که اينجا عاشق چها کرد ؟ ببين که اونجا معشوق چها کرد؟
ببين که تنها اينجا نبوديم دنيا نبوديم
دنيای فانی قدرش ندانست
رفتش از اينجا به آسمان رفت تا داشته باشه
عشق رو اونجا . دنيای ديگر دنيای جاويد
بين من و تو پيوند زند او
من تنهايم تو تنهايی حتی اگر که
دنيای فانی با ما باشند
تو با منی من با توام چون ما داريم
عشق خدايی - در اون جهان ما هستيم با هم
در اين جهان ما نيستيم با هم
اين اسمان را من دوست دارم
خاک زمين را من دوست دارم
اما برای رشد روئيدن من
هم آب خواهم هم خاک خواهم
وقتی بزرگ شد عقل و دل و جان
خواهم فهميد راز جهان را دل خواهمش داد من از دل و جان
راز جهان چيست ؟ زيستن با هم بودن با هم
راز جهان چيست؟ با عشق بودن با عشق زيستن
من دوست دارم عشق خدايی من می پرستم جاويد خدايی
تنهای تنها بودن با حق بودن با عشق بودن با او
او هست اينجا او هست آنجا او هست همه جا
عشقش ای دل باشد در دل عشقش ای جان بخشد به من جان
هر لحظه گويم پروردگارم من دارمت دوست . تو داريم دوست؟
عشق تو خواهم - مهر تو خواهم - ياد تو خواهم
تنها مرا بس عشق خدايی روح خدايی
عشق من و تو باشد جاويد چون که تو خواهی
باشی خدايم باشی تو يارم